پارت شصت و پنجم

زمان ارسال : ۷۳ روز پیش

در حال بارگذاری پارت هستیم. مشاهده پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

765
118,035 تعداد بازدید
2,049 تعداد نظر
102 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : دیروز

سلام سلام😍
یه پارت هدیه به شدت مهیج از امیرسام و بردیا دارممم
تو نظرات تحویلش می گیرید آپلود کنم ؟؟؟
خفن انرژی میخواااااماااااا....

نیلوفر سامانی : دیروز

قرار بود تا اطلاع ثانوی پارت هدیه نذارم اما...
از اونجایی که میدونم چشم انتظار بردیا و امیرسام هستید
پارت هدیه رو تا ساعت ۱۶ قرار میدم
منتهی شماهم لطف کنید تا فردا شب لایک هامون رو به ۷۶۲ تا برسونید😍❤️(اگه از اپ لایک کردید می تونید از طریق سایت اقدام کنید)
و اینکه نظرات امروز هم حسابی بترکونید...
خلاصه اگه انرژی خفن تون رو حس نکنم و رخی نشان ندید
دیگه تا آخر رمان پارت هدیه نمیذارم و ....☹️

روز های مهیجی در راه داریم.....
آماده باشید.....

نیلوفر سامانی : دیروز

این شما و این پارت هدیه ❤️
امیرسام این بچه رو گیر آورده بهش سیگار نمیده😂
خیلی از شماها از اوایل این دو نفر رو باهم ترکیب می کردید و خب من هم اخیرا این ترکیب رو خیلی دوست دارم
براتون قابل لمس هست که با اتفاقات اخیر رفتار بردیا تغییر کرده؟؟
انگار دیگه سرگرد سابق نیست!!
در کل در طول داستان شاهد تغییر رفتار کارکتر ها بودیم از جمله امیرسام
متوجه توجه نامحسوسش به بردیا شدید؟؟
فکر می کنید قراره چه اتفاقی بیوفته؟؟
ربط کیومرث به پیام ناشناس و... چی بود؟؟
*چه نظری در مورد کارکتر برسام دارید؟
فکر می کنید بردیا با توجه به فشارهایی که تحمل میکنه به امیر شلیک میکنه؟؟
پارت۱۰۰ دو نکته مهم داشت که توجه نکردید🥲کنجکاو نشدید کی به رز زنگ زد؟؟ برسام نبود....
طبق قرارمون منتظر لایک و نظراتتون هستم❤️

راستی اطلاعیه رمان مونالیزا رو دیدید؟؟؟
اینجا هم براتون میذارم تا بخونیدش

😍پارت گذاری رایگان مونالیزا 😍

به دلیل مشکلاتی که برای دوستان پیش اومده و نمی تونن سکه بگیرن، به ازای سه پارت وی آی پی از این رمان، یک پارتش رایگان می شه😍
فقط یادتون نره که کامنت بذارید که یه وقت رایگان بودنش برداشته نشه💚 چون تعداد کامنت ها به نویسنده اطلاع می دن که این رمان در حال خوندنه!
و نکته ی دیگه اینکه پس از اتمام این رمان تمام پارت هاش به حالت وی آی پی بر می گردن.
پس تا وقت داری این فرصت رو از دست نده 😎



نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    00

    فک کنم همکار جدید از طرف زن ناشناسه

    ۲ هفته پیش
  • سیتا

    00

    امیر سام آخرشه یعنی با این کارهاش آخرش هم شیرینی رو برداشت زد بر بدن

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم❤️آقای دلاوری هستتتت چی میشه گفت😂پارت ۶۷ رو بخونی میگی امیرسام دیگه واقعا اخررررشه😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    00

    میشه دل ارا رو بیشتر قاطی ماجراها کنی نقشش کمرنگه

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم حتما❤️ کارکتر دلآرا از اینجا به بعد نقش تاثیرگذاری داره✨️

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    00

    وای چقدر امیرسام موده🤣 اونجا که شیرینی برداشت و گفت سو تفاهم شده بود🤣🤣🤣 (حواس ها از بردیا پرت نشه یه وقت😁)

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍آره بچه بسیار مود هست... دیگه هر کیو خواستی انتخاب کن😂❤️اینکه با 🪓میام سراغت یا نه در آینده مشخص میشه😁

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    00

    انگار یه چیز کلیه نمیشه با شخصیتا خو گرفت درکل دم نویسنده گرم رمان قشنگیه

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 به جمع ما خوش اومدی❤️مرسی از نظرت✨️

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    00

    خیلی ام عالی🤗 خداکنه این همکار جدید از نفوذی های امیرسام نباشه😶

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 مرسی مهربون🦋

    ۲ ماه پیش
  • نری

    00

    سلام مثل همیشه عااالی خیلی دوست دارم زودتر ادامشو بخونم رمانت خیلی جذابه به نظرم این پسره نفوذیه و امیرسامم همون برسامه و امیرسام و بردیا باهم میرن مهمونیه خسته نباشییی نویسنده همینجور عالی ادامه بده

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیز😍خوشحالم که مشتاق هستی❤️ مرسی از انرژی خوب‌ت✨️ در مورد ادامه نظرت هم که در آینده مشخص میشه😂😬

    ۲ ماه پیش
  • سمرا

    00

    عالی بود مثل همیشه ولی بردیا هم گناه داره خیلی تحت فشاره از یه طرف مرگ دوستش و از یهطرف دلارا و اون پیشنهادهای پدرش

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مرسی عزیزم❤️آره سرگرد خیلی تحت فشاره🥲

    ۲ ماه پیش
  • Fati

    ۱۶ ساله 00

    عالییییی 😃♥️ خیلی هیجان دارم ادامه رمان زودتر بذاری و بدونم چی میشه

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مرسی عزیزم❤️ به جمع ما خوش اومدی✨️

    ۲ ماه پیش
  • ثریا

    10

    یعنی سرگرد جدیده اومده بردیا رو زیر نظر بگیره 😡😠 بیچاره بردیا ی مظلوم😩

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 می‌خوام جمله همیشگی‌ام رو بگم😅در پارت‌های آینده مشخص میشه❤️😂

    ۲ ماه پیش
  • Aa

    10

    مثل همیشه عالی ممنون👌🙏💐درضمن حسین برادر دوقلوی بردیا بوده؟

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مرسی از نظرتون❤️ خیر رفیق صمیمی‌اش بود

    ۲ ماه پیش
  • فرهود

    02

    فکر اینکه امیر سام از بردیا بخواد پارتنرش بشه داره دیوونم می کنه😂شخصا از هر شخصیت جدیدی که وارد رمان بشه بدم میاد چون ممکنه برسام باشه و من میخوام امیر سام برسام باشه..امروز دیگه پارت نداریم؟؟🥺🫠

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم😍 نه متاسفانه امروز پارت هدیه نداریم❤️

    ۲ ماه پیش
  • محی

    21

    جالبه برام بهار تمام عمرش باباش یکی دیگه بود و پدارانه خرجش کرده ولی دو روزه اونو یادش رفت و کلا فراموشش کرد رفت با بابای جدیدش و الان مشخصه اون همکار جدید بردیا اومده جاسوسی این کاملا قابل پیش بینی

    ۲ ماه پیش
آقای ایگرگ (Mr.Y) لحظاتی پیش

آذر پیرزاد وکیل موفق و متکبر بیست و شش ساله‌ایست که کودکی خود را به تنهایی و در خفا گذرانده. دختری از تبار سیاهی‌ که در پی از دست دادن والدین خود با گرفتن قیمومیت مردی ناشناس و بیگانه وارد حریم او می‌شود و تولد شش سالگی خود را در کنار پدرخوانده‌اش می‌گذراند. پدرخوانده‌ای که نتوانسته حتی لحظه‌ای کوتاه او را مشاهده کند. تصویر این مرد ناشناس در ذهن او علامت سوالی خاکستریت. آذر با مرگ ناگهانی پیرزاد بزرگ متوجه می‌شود پدرخوانده او پس از سال‌ها قصد بازگشت به کشور خود را دارد و ... .

محبوبترین های هفته

راه های دانلود اپلیکیشن

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

اسفند

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

بهمن

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

دی

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آذر

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آبان

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید