پارت صد و سی و سوم :

فهمیدم تو قلبت هیچ جایی ندارم و هیچ چیز برای یه زن بدتر از این نیست که شوهرش دوسش نداشته باشه و با عشق از دست رفته‌‌ش و یادگار اون زندگی کنه. شایدم حقمه. چون من تو رو تصاحب کردم. مردی رو که مال کس دیگه بود برای خودم می‌‌خواستم. آره ناصر! درست فهمیدی. رویا اون موقع‌‌ها حق داشت که از جانب من در مورد تو احساس خطر می‌‌کرد و شب قبل از اینکه منو ببینی با هم دعوا کرده بودین. من دلم می‌‌خواست روÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z

    0

    ممنونم از راهنماییتون خسته نباشین،

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️