آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت صد و سی و یک :
ـ ما میتونیم بدون رضایت پدرت هم ازدواج کنیم. اگه دادگاه ببینه که حرفش غیر منطقیه این اجازه رو بهمون میده که بتونیم با هم ازدواج کنیم.
ـ اینطوری دلم راضی میشه؟ دل تو راضی میشه؟
ـ چرا به فکر دل من نیستی؟ بابات داره تو رو از من میگیره فقط به خاطر یه فکر غلط که از من تو ذهنش ساخته. نمیذارم انقدر عذابت بده هدیه. اصلاً پدرت باید اون مدتی که به خاطرش رهام کردی بهم برگردو
لطفا صبر کنید...
