ققنوس در بند به قلم محدثه کمالی
پارت صد و نوزده :
قسم خورده بودم، بندی که در این عمارت برای خودم درست کرده بودم را بشکنم و این کار را میکردم. فقط نیاز به صبر و حوصله و تحمل بالایی داشت. با یادآوری حرف زن عمو اخمی کرده و گفتم:
- تو مجله نگاه کردی؟
متعجب نگاهم کرد و لب زد:
- مجله؟ چجور مجله ای؟
نزدیکش شدم و به چشمانش خیره!
- مجله انتخاب همسر!
کمی با تعجب نگاهم کرد اما بعد لبخندی زد و دستی روی لبش کشید.
- حسود!
اب
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مریم گلی
1بیچاره الیاس وسروناز گیر چه آدم های بی منطقی افتادن ،ممنون نویسنده جان