پارت صد و سیزده :

فرقی نمی‌کرد اوضاع چگونه است ما دختران در لیست مردمان این سرزمین هیچ جایی نداشتیم.
گویا آفریده شده بودیم که سپر بلای دیگران باشیم... که مقصر باشیم و همیشه جرم دیگری را به گردن بگیریم. آمده بودیم تا خطای دیگران به دوش بکشیم و دم نزنیم.
- این طور که فکر میکنی نیست.
با زانو زدنش درست جلوی پایم از فکر بیرون آمده و خیره‌اش شدم.
- خسته شدم از معذرت خواهی کردن ازت سروناز.
گوشه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!