پارت نود و پنجم :

- چرا. میریم. ممنون که گذاشتید بیایم داخل.
سپس به طرف مریم برگشت.
- هر طور صلاح میدونی. میل خودته. ایشاالله که روز به روز بهتر بشی.
آرام و خونسردی الیاس در نظرم زیبا بود. آنقدر خان‌زاده هایی در این کشور وجود داشتند که وحشی و درنده بودند که اگر یک نفر بین‌شان خوب در می‌آمد، هیچ کس باور نمی‌کرد و دنبال علتی خصمانه می‌گشت.
- بریم سروناز.
دلم نمیخواست به این زودی بردیم اما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هاناخانوم

    0

    آفرین الیاس خان 🌹

    ۳ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    👀❣️😺

    ۳ سال پیش
کپی شد!