پارت نود و ششم :

ـ قول خواهرانه بده که مادرت چیزی از این موضوع ندونه.
ـ معلومه که قول می‌‌دم اما هدیه تا کی می‌‌خواین این رازو پنهان کنین؟
ـ تا وقتی که بابام از زندان بیرون بیاد. اون موقع تکلیف خیلی چیزا مشخص می‌‌شه.
ـ اگه بابا از زندان بیرون بیاد طلاق مامان رو می‌‌ده.
ـ مادرت دادخواست طلاق نداده؟
ـ نه هنوز. شاید هنوزم بابارو دوست داره و تو دنده لج باهاش افتاده. من که از کاراش سر در ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    🙏بانو💋

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ♥️

    ۲ سال پیش
  • Tamanna

    0

    ندا دختر خودشو طرد نکنه وقتی بفهمه طناز و هدیه در ارتباطن

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    از راز بزرگی بی‌خبره🙂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️