پارت نود و سوم :

ـ دلت می‌‌خواد با یه روانشناس یا یه روانپزشک صحبت کنی؟ شاید بتونه کمکت کنه.
ـ خودم یه قرص خوب دارم.
فنجان چایش را برداشت و کنجکاو پرسید:
ـ چه قرصی؟
ـ اسمش نویده. الانم روبه روم نشسته.
در چشمان شیطنت آمیزم نگاه کرد و خندید.
ـ نوید!
ـ جانم!
ـ من فکر می‌‌کنم حالم با عوض شدن خونه بهتر می‌‌شه. راستش من... تو این خونه احساس خوبی ندارم. برام امن نیست. یعنی چطوری بهت Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Tamanna

    0

    ممنون مرضیه جون بابت پارت جدید😍

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم تمنا جان. مرسی که همراه منی🙏❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️