تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت سی و سوم :
حال:
با رسیدن ساعت ملاقات، همگی به دیدن آوا رفته بودند. تحت تاثیر داروها خواب بود ولی دیگر خبری از آن سیمها و دستگاهها و ماسک اکسیژن روی صورتش نبود. تنها یک سرم ساده به دستش وصل بود و همین هم خیالشان را از بابت بهتر شدن حال آوا راحت میکرد؛ خصوصا که پرستار تاکید کرده بود، آوا نیازی به همراه ندارد و با کم شدن تاثیر آرامبخشها، کم کم به هوش خواهد آمد.
سپهر در مواجهه با یکی از سه
لطفا صبر کنید...

مهسا
0یعنی چی« آوا برای سمیر عزیزتر از طیبه خانم نیست»؟! 🤔😲 یعنی سمیر مادرشو بیشتر از همسرش دوس داره؟! 😑