پارت سی و سوم :

حال:
با رسیدن ساعت ملاقات، همگی به دیدن آوا رفته بودند. تحت تاثیر داروها خواب بود ولی دیگر خبری از آن سیم‌ها و دستگاه‌ها و ماسک اکسیژن روی صورتش نبود. تنها یک سرم ساده به دستش وصل بود و همین هم خیالشان را از بابت بهتر شدن حال آوا راحت می‌کرد؛ خصوصا که پرستار تاکید کرده بود، آوا نیازی به همراه ندارد و با کم شدن تاثیر آرام‌بخش‌ها، کم کم به هوش خواهد آمد.
سپهر در مواجهه با یکی از سه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    0

    یعنی چی« آوا برای سمیر عزیزتر از طیبه خانم نیست»؟! 🤔😲 یعنی سمیر مادرشو بیشتر از همسرش دوس داره؟! 😑

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    نویسنده جان لطفاً یه کم پارت ها رارو بیشتر بزار ،توی هفته پیش به جای سه پارت ،دو بار پارت گذاشتید ، رمان به جای قشنگی رسیده ،بی صبرانه منتظرم ادامشو بخونم ،دمت گرم

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️