آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت نود و یک :
ـ شب میرم خونه ندا. میتونی از پس خودت بر بیای؟
ـ معلومه که میتونم.
ـ اصلاً دلم نمیخواد شب تنها بخوابی ولی چارهای نیست. به زودی این تنهایی تموم میشه... برای هردومون.
لبخند زدم و گفتم:
ـ نگران من نباشین. خیالتون راحت باشه.
ـ اگه به چیزی نیاز داشتی باهام تماس بگیر.
ـ حتماً.
تماس را که قطع کردم احساس آرامش تمام وجودم را فرا گرفته بود. آشپزخانه رفتم و پرد
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🥰🥰
۲ سال پیشزهرا
0عالی بود تشکر ویژه از نویسنده عزیزمون
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سپاسگذارم عزیزم❤
۲ سال پیشاسرا
0نویدچراطنازنمیاره پیش هدیه بعدپدرراضی بشه نداچی🙏❤💋
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
از نظر نوید اگه طناز متوجه شه نداام متوجه شده و دوباره یه دردسر دیگه برای هدیه درست میشه و آرامش هردوشون از دست میره💞
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Tamanna
0به لحظات ملکوتی عقد نوید و هدیه نزدیک میشویم😍😍