بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت نود و پنجم :
فصل 61
الهه شانهای از روی میز آرایشش برداشت و آن را به نرمی روی موهای سیاه دانیال کشید:
ـ موهات چرا انقدر بلنده؟ باید ببرمت آرایشگاه کوتاهشون کنی.
دانیال برگشت و نگذاشت الهه موهایش را شانه کند:
ـ نمیشه.
ـ آخه چرا پسرم؟ پسرا که نباید موهاشون انقدر بلند باشه. رو شونههات ریخته.
ـ بابام دوست داره بلند باشه.
لبخندی بر لبان الهه نقش بست. خوب به یاد داشت پرهام د
لطفا صبر کنید...
