پارت نود و پنجم :

فصل 61
الهه شانه‌‌ای از روی میز آرایشش برداشت و آن را به نرمی روی موهای سیاه دانیال کشید:
ـ موهات چرا انقدر بلنده؟ باید ببرمت آرایشگاه کوتاهشون کنی.
دانیال برگشت و نگذاشت الهه موهایش را شانه کند:
ـ نمی‌‌شه.
ـ آخه چرا پسرم؟ پسرا که نباید موهاشون انقدر بلند باشه. رو شونه‌‌هات ریخته.
ـ بابام دوست داره بلند باشه.
لبخندی بر لبان الهه نقش بست. خوب به یاد داشت پرهام د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!