پارت نود و چهارم :


نماینده برپا داد و الهه وارد کلاس شد. همه به طرف میزهایشان دویدند و الهه بی‌‌توجه به کلاس درهم به سمت پنجره رفت. بچه‌‌ها زیر چشمی زیر نظرش داشتند. پرده را کمی کشید و پرهام را دید که به دیوار تکیه زده و به او دست تکان می‌‌دهد. احساس شرم کرد. مثل دخترهای چهارده ساله صورتش گر گرفت و تندی پرده را انداخت. نباید کسی از این قضیه مطلع می‌‌شد وگرنه برایش بد می‌‌شد. کتاب را باز کرد و بی حواس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!