پارت نود و ششم :

درهای مدرسه که بسته شد، دهان الهه هم برای سرزنش پرهام باز شد:
ـ چرا نمی‌‌ذاری ما زندگیمونو کنیم؟ این همه سال بچه‌‌مو ازم جدا کردی. جیگرمو آتیش زدی. حالا اومدی که چی؟
چشمانش پر از اشک شد و ادامه داد:
ـ می‌‌خوای بگی دانیال بدون تو نمی‌‌تونه با من زندگی کنه؟ می‌‌خوای بگی دانیال به تنها کسی که وابستگی داره خودتی و خودت؟ معلومه به تو وابستگی داره چون شیش ساله با هم زندگی کردی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sedi

    1

    ممنون از رمان قشنگتون. جالب بود ولی کاش آخرش به سرعت تموم نمیشد. ان شاءالله موفق باشید

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤🧡💛

    ۲ سال پیش
  • ح محمدی

    0

    خیلی عالی بود 👌🏻❤️

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم❤🌹

    ۲ سال پیش
  • Tamanna

    0

    پارت ۱: پرهام خیلی زود بخشیده شد البته که اون ۶ سال تاوان اشتباهاتش رو داد ... کاش شخصیتی به نام میثم نبود یا کاش پایانش اینقدر تلخ رقم نمی خورد

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    بله زود بخشیده شد چون تاوان اشتباهاتش رو پس داده بود. برای خود من هم نوشتن سرنوشت میثم تلخ و ناراحت کننده بود ولی سوژه داستان طوری بود که تحول و تغییر درونی پرهام با ازدواج میثم و الهه اتفاق می افته و

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    و ماجراهای بعدش...

    ۲ سال پیش
  • Tamanna

    0

    پارت ۲: و در نهایت خسته نباشی مرضیه جان نعمتی .. مطمئنم شخصیتی دوست داشتنی و عاقل مثل الهه داری البته که از ته دل آرزو میکنم خیلیییییی خوشبخت تر از الهه باشی ... قلمت مانا در پناه خدا🌱❤️ یا علی

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلم. تشکر بابت نظراتتون🙏💖 من هم برای شما آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم. انشاالله همیشه در بین خوانندگان علاقه مندم ببینمتون♥️

    ۲ سال پیش
  • ویدا شکاری

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم

    ۲ سال پیش
  • Reyhanet

    0

    خیلی متشکرم🌹

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    سلامت باشید❤

    ۲ سال پیش
  • Zoha

    0

    عالییییییییییییی بوددد مرضیه جونممم قلمت واقعا قدرتمنده گاهی وقتها آرزو میکنم یک نویسنده مثل شما بشم همواره موفق باشی🦋🩷🩷🩷

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلم♥️🌹🌱 خوشحالم دوسش داشتی. هنوز خیلی راهه تا نویسنده بزرگ شدن🙂انشاالله همیشه در بین خوانندگان علاقه‌مندم ببینمت💖

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    خیلی خوب بود خسته نباشید قلمت خوب بود،رمان هم خوب بودیکم این پارت آخر بخصوص خلاصه وار بود

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم از نظراتتون🙏🌹خوشحالم که دوسش داشتید. پایانش رو تعدادی خواننده‌ها مثل شما تمایل داشتند مفصل‌تر باشه. انشاالله داستان‌های بعدی جبران میشه. امیدوارم همیشه در بین خوانندگان علاقه‌مندم ببینمتون🙂

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالیییی عالیییی خیلی خیلی خوب بود مرسی عزیزم ❤️❤️واقعا قلم قوی داری دست طلا❤️خسته نباشی عزیزم 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنون زرناز جان. خوشحالم دوسش داشتی😍❤🌹

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    2

    رمان واقعا عالی بود خسته نباشید ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم💞💞💞

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    واقعا رمان قشنگی بود.خدا قوت خواهر💜

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم خوشحالم دوسش داشتی❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!