پارت نود :

تعجبم دو چندان شد. او اینجا چیکار می‌کرد؟ باز هم مثل همیشه متوجه حال خرابم شده بود. چشمم را برای لحظه کوتاهی بستم و یکدفعه تمام صحنه‌های شب گذشته مانند رعد و برقی از جلو چشمانم رد شد. نفس عمیقی کشیدم. گلویم به طور وحشتناکی میسوخت.
خواستم یک لیوان آب بخورم که سرم گیج رفت. دستم را سعی کردم به جایی بند کنم اما اشتباه کرده و ظرف آب را گرفتم که صدای چپه شدنش در فضا پیچید. دست روی سرم گذاشته

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!