پارت شصت و دوم :

با سردرد شدید چشم‌هایش را باز کرد.گیج و منگ به اطراف‌اش نگاهی کرد اما دیده‌اش تار بود.به خود تکانی داد که متوجه شد دست و پایش با طناب بسته شده است.کمی که وضوح چشم‌هایش بهتر شد ،خود را در آزمایشگاه دید.روی زمین پر بود از گلبرگ‌های گل رز و شمع‌های کوچک !بهار که نمی‌دانست در چه موقعیتی قرار گرفته است،سعی کرد طناب را باز کند. سپهر با سختی گلوله‌ها را خارج کرده بود.باند را به دور دست‌اش پی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسما

    0

    خیلی پیچیدس هنوز از شوکی قبلی در نیومدم وارد ی شوک جدید میکنی نیلووووو

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۴ ماه پیش
  • ستی

    0

    جان تو دیگه مخم نمیکشه، ایییین دیگه کیههه

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این امیر شیطونه اومده بود نجاتش بده بازم با شیطونی حرف میزد

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂😂😂

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    1

    من گفتم با کشتن سپهر همه چی تموم شد این زن کیه ای بابا(تیکه کلام فرهاد در دژاوو)😂

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه تازه شروع شده😂

    ۱۰ ماه پیش
  • rey♡☆

    1

    چرا حس میکنم همه ی اینا یه جوری به برسام میرسه🤔😶

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    احتمالش هست 👌🏻❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • فرزانه

    0

    سلام عزیزم ممنون واسه رمان هویت من رمان های پلیسی خیلی دوست دارم فکر کنم امیرسام همون برسام برادر بردیا و بهار باشه🤔

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیز😍به جمع ما خوش اومدی❤️خوشحالم که رمان به دلت نشسته اما در مورد برسام نمی تونم چیزی بگم😅

    ۳ سال پیش
  • یکی

    0

    اگه امیرسام برادر بهار باشه که هیچ اتفاق عاشقانه ای نمیوفته پس اون نظریه خط میخوره

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله ممکنه...😁❤️

    ۲ سال پیش
  • زینب

    0

    منم همین فکر رو دارم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یعنی ممکنه؟🧐❤️

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    0

    بُکش بُکش چیزی دیگه نمیشه داشت

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ژانر‌ پلیسی بکش بکش داره دیگه😂 اما به جمله همیشگیم اکتفا می‌کنم و میگم در پارت‌های آینده مشخص میشه😂

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    حالا برنامه داریم با این زن ناشناس

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به نظرت چه داستانی باهاش داریم؟😁🤔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    جوابت: در پارت های آینده مشخص می شه...😐 دیگه همه می دونیم چی جواب می شنویم واسه همین نمی پرسیم🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    از دست تو دختر😂😂 مگه خودت تو نظرات چیزی رو لو میدی؟😈

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    نه خداییش منم اسپویل از دستم نمی چکه🤪

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خبیث شدیم کاریش نمیشه کرد😂

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    از پارت 25خوندم خیلی وقت بود سراغ برنامه نیومده بودم همشو باهم خوندم عالی 🌹بود

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍خوش برگشتی عزیز❤️ مرسی از نگاه ت✨️

    ۳ سال پیش
  • جیم

    1

    فوق العاده بود من واقعا امیر سام و بهارو بیشتر دوست دارم نمد چرا😍😍😍

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍خوشحالم که لذت بردی❤️ ترکیب بهار و امیرسام واقعا خفنه🔥

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    امیدوارم که این زن مثل سپهر کاری به بردیا و بهار نداشته باشه 🤥 و ممنون که بردیا زنده است🌹 اگه خواستی رمان و تموم کنی به فکر فصل دوم باش عزیزم 😍 قلمت عالیه ❤❤

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم😍سرگرد فعلا در امنیت کامل به سر میبره خیالت راحت😎💙 اتفاقا قسمت دوم هم داریم....اما مشخص نیست از کی شروع بشه.مرسی که همیشه با نظر دادن کنار مایی❤️😉

    ۳ سال پیش
  • رها

    0

    سلام نیلوفر جون خسته نباشی عشقم.یعنی آفرین به این ذهن فعال..فقط توروخدا اتفاقی برای امیرسام نیفته که من دیوونه میشم بزار همیشه تو اوج بمونه بچم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیز دل😍مرسی مهربون❤️ امیرسام فعلا جاش امنه .خیالت راحت😉

    ۳ سال پیش
  • ...

    0

    نیلوفر جون لطفا زود رمانو تموم نکننننن😱 امیرسام و بردیا خیلییی خوبننن

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍نگران نباش عزیزم تقریبا ۴۰ الی ۵۰ تا پارت دیگه مونده😉💜

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    عالی وهیجانی بود ممنون گل بانو🙏💋💐💐💐

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍مرسی عزیز دل✨️❤️

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیز😍به جمع ما خوش اومدید❤️چه عالی که رمان به دلتون خوش نشسته.🌼قطعا از اینجا به بعد هم عالی ادامه پیدا میکنه😉وجودتون همیشگی💜✨️

    ۳ سال پیش
کپی شد!