پارت هفده :

_ بحث ها رو باهم قاتی نکن‌‌...بی وفایی و بی‌معرفتی ایوب یه‌طرف...دروغ تو یه طرف...
امروز فهمیدم هیچ مردی توی دنیا نمی‌تونه من رو خوشبخت کنه، هیچ مردی توی دنیا نمی‌تونه من رو آروم کنه، هیچ مردی توی دنیا لیاقت این رو نداره بهش بگم دوستت دارم..‌.
_ تند نرو؟ نگفت کجا بوده!؟
_ فکر کن قبرستون بوده! فرقی می کنه به‌نظرت؟ آدمی که به وقتش نباشه می‌خوام صد سال نباشه! می‌فهمی؟ می‌خوام صد س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    چرااین حداداینطوری

    ۳ سال پیش
  • معجزه شرقی | نویسنده رمان

    خب چه‌طوری باشه خوبه😁

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    آفرین به تو نویسنده داستان داره جالب میشه فقط کاش بشه با آدمای زیادی برخورد کنه با فامیل ،خونه فامیل ، جاهای مختلفی بره

    ۳ سال پیش
  • معجزه شرقی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی‌تون. داستان‌ها و سبک پرداخت به موضوعات متفاوته و نگاه نویسنده‌ها هم متفاوت...منتظر ادامه‌ی داستان باشید🌹🌹🌹🌹

    ۳ سال پیش
  • نرگسی

    0

    واقعا حداد زن داره؟ یا الکی وانمود میکنه؟.. وای کنجکاو شدم

    ۳ سال پیش
  • معجزه شرقی | نویسنده رمان

    همراه باشید با داستان...🌹🌹سپاس

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️