پارت چهل و هفتم :

به ارامی روی پاشنه کفشم چرخیدم.دستش از انجایی که دور کمرم بود،کامل در آغوشش قرار گرفتم.
-منم پاشنه بلندام و پوشیدم!
نیشخند زد...ماسکش نیم صورتشش را پوشانده بود...موهای مصنوعی و گریمش طوری بود که اگر از دور میدیدمش هرگز اورا نمیشناختم.
-خودت با پای خو دت اومدی پیشم...نیاز نبود دنبالت بگردم.
به نرمی خندیدم تا به تپش قلبم مسلط شوم.
-متاسفانه امشب برای تو اینجا نیستم.ولی اگه سØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    نههه سرین این کارو نمیکنه مطمئنم 🥺اونم گیر افتاده فکر کنم

    ۱ سال پیش
  • مهذصیس

    1

    چرا سردین این طور کرد مرجان قشنگ داری مخم و سه نصف شب میپوکونی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    7

    امیدوارم واقعا سردین کاری نکرده باشه...

    ۲ سال پیش
  • Najva

    0

    اومد صحنه ی احساسی رقم بخوره که زد تو پرمون💔😐

    ۲ سال پیش
  • الهه

    0

    وای عاشق این رفتار سردینم

    ۲ سال پیش
  • ریحانه

    1

    چرا اینجوری شد یهو🥹

    ۳ سال پیش
  • مهرنوش

    2

    داشت از سردین خوشم میومد

    ۳ سال پیش
  • Marina

    1

    خوب

    ۳ سال پیش
  • آتریسا

    1

    تنهایه چیز پرامممممممممممممم

    ۳ سال پیش
  • Maedeh_pcy

    1

    شتتتتتتتت

    ۳ سال پیش
  • آوا

    6

    من خوبم خوبم (دارم میمیرممم)

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    2

    درگیری پیوند و رستاک خداست مارو باش فکر می کردیم چقدر باید منتظر باشیم اینا همو ببوسن

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    11

    سردین هر چی هس ادم فروش نیس بنظرم یک چیزی میدونسته که پیوند رو فرستاده تو تله

    ۳ سال پیش
  • Nfs

    7

    .................. سکوت و منتظر امشب ساعت 9 میمانم... توی خیمه کم از سردین کشیدیم اینجام استرس میده تا بهمون بگه چی ب چیه.... :)

    ۳ سال پیش
  • Elnaz

    5

    از اونجایی که سردین جواب ویانا رو نمیداده به احتمال زیاد داشته میومده کمکش این احتمال اول احتمال دوم هم اینه که کلا چون تابلو رو میخواسته با روسا قرار گذاشته ویانا و رستاک و تحویل بده تابلو رو بگیره

    ۳ سال پیش
  • .

    3

    شاید هم فقط ارتباط قطع شده وقتی ویونا اومده توی اتاق

    ۳ سال پیش
  • نگی

    2

    سلام خودمم هم همراه با پشمانم ریختم خداحافظ

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️