پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت چهل و هفتم :
به ارامی روی پاشنه کفشم چرخیدم.دستش از انجایی که دور کمرم بود،کامل در آغوشش قرار گرفتم.
-منم پاشنه بلندام و پوشیدم!
نیشخند زد...ماسکش نیم صورتشش را پوشانده بود...موهای مصنوعی و گریمش طوری بود که اگر از دور میدیدمش هرگز اورا نمیشناختم.
-خودت با پای خو دت اومدی پیشم...نیاز نبود دنبالت بگردم.
به نرمی خندیدم تا به تپش قلبم مسلط شوم.
-متاسفانه امشب برای تو اینجا نیستم.ولی اگه سØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهذصیس
1چرا سردین این طور کرد مرجان قشنگ داری مخم و سه نصف شب میپوکونی
۲ سال پیشفاطمه زهرا
7امیدوارم واقعا سردین کاری نکرده باشه...
۲ سال پیشNajva
0اومد صحنه ی احساسی رقم بخوره که زد تو پرمون💔😐
۲ سال پیشالهه
0وای عاشق این رفتار سردینم
۲ سال پیشریحانه
1چرا اینجوری شد یهو🥹
۳ سال پیشمهرنوش
2داشت از سردین خوشم میومد
۳ سال پیشMarina
1خوب
۳ سال پیشآتریسا
1تنهایه چیز پرامممممممممممممم
۳ سال پیشMaedeh_pcy
1شتتتتتتتت
۳ سال پیشآوا
6من خوبم خوبم (دارم میمیرممم)
۳ سال پیشفریماه
2درگیری پیوند و رستاک خداست مارو باش فکر می کردیم چقدر باید منتظر باشیم اینا همو ببوسن
۳ سال پیشفریماه
11سردین هر چی هس ادم فروش نیس بنظرم یک چیزی میدونسته که پیوند رو فرستاده تو تله
۳ سال پیشNfs
7.................. سکوت و منتظر امشب ساعت 9 میمانم... توی خیمه کم از سردین کشیدیم اینجام استرس میده تا بهمون بگه چی ب چیه.... :)
۳ سال پیشElnaz
5از اونجایی که سردین جواب ویانا رو نمیداده به احتمال زیاد داشته میومده کمکش این احتمال اول احتمال دوم هم اینه که کلا چون تابلو رو میخواسته با روسا قرار گذاشته ویانا و رستاک و تحویل بده تابلو رو بگیره
۳ سال پیش.
3شاید هم فقط ارتباط قطع شده وقتی ویونا اومده توی اتاق
۳ سال پیشنگی
2سلام خودمم هم همراه با پشمانم ریختم خداحافظ
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0نههه سرین این کارو نمیکنه مطمئنم 🥺اونم گیر افتاده فکر کنم