پارت بیست و ششم :

~آرامش~

وقتی داشت گزارش اولین روز کارش را می داد، خستگی را از صدایش می خواندم و در چشمانش می دیدم.

آدم شناس خوبی بودم. با اینکه سعی داشت قلدر و محکم به نظر بیاید، اما پشت چشمانش، غمی عجیب موج می زد.

حس می کردم روحش خسته است، اما در هر حال، باید ادب می شد.
وقتی گفت "می تونم برم؟" تازه به خودم آمدم و گفتم : آره برو.

بدون آنکه چیزی بگوید، به سمت در رفت.
یاد چ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آنیا

    1

    خدایامیگه قبول دارم بیشعورم🤣🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • حاکم

    6

    Lجان عزیز اگه تو با خواندن این رمان از دختر بودنت خجالت میکشی واقعا جای تاسف داره واین یک رمان نه یک زندگی واقعی به نظرتان برای مثال آرامش میرفت دزدی و اینچنین رفتاری میشداونوقت مایه ی افتخارتون بود😏

    ۵ سال پیش
  • Zahra

    24

    مث این که تنها کسایی که قبول دارن بیشورن منو حامیم😐😂😅

    ۶ سال پیش
  • ...

    1

    منم به ایشان اضافه کن

    ۵ سال پیش
  • L

    6

    با این اخلاقی که این دختره نکبت عقده ای داره( ارامش خانم) من خجالت می کشم از دختر بودنم. به نظزم رمان خوبیه ولی این ارامشه واقعا خیلی نچسبه😐🤢

    ۶ سال پیش
  • N.A

    12

    از عکس هستی خیلی خوشم نمیاد ولی خب بدم نیست..از عکس ماهرو خیلی بدم میاد دماغش که عملیه خودشم که با ارایش یه چیزی ش..والا از ارامش خوشم میاد یعنی کلا دوسش دارم..از باربد بدم میاد و از حامی خوشم میاد

    ۶ سال پیش
  • ندا

    6

    مشخصه کار حاصل قلم ورزیده ایه با تشکر

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    13

    وای الان خیلی خوب شده داستان قسمت های قبل ارامش فقط توهین میکرد حامی هیچی نمیگفت ولی الان خوب حرصش میده 😂😂😂😂😂 کلی حال کردم

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    8

    ای گفتی دخی شیطون بلا منم همین حسو به این دختره ماهرو دارم بنظرم ادمی دورو توزرد از اب درمیاد🧐

    ۶ سال پیش
  • بارین

    15

    عالی فقط ماهرو عاشق این نشه که من دق میکنم مرسی نویسنده جان😍

    ۶ سال پیش
  • ?بهار

    13

    به نظر من توی قسمت ژانر طنز و کلکلی رو هم اضافه کنید😂😂😂تا اینجا نه پلیسی بوده نه عاشقانه ، همش طنز و کلکلی بوده😂😂

    ۶ سال پیش
  • خخخخخ

    14

    راستش رو بخواهید از قیافه ی باربد بدم میاد .دست خودم هم نیست . و ممنون از رمان خوبتون .

    ۶ سال پیش
  • کیمیا

    17

    وای طنز نیست من اینقدر می خندم طنز بود چی میشدم من جدن 😂😂 حامی خیلی پرو خوشم میاد هر دفع آرامش حالش رو می گیره ولی نباید زیاد با غرورش بازی کنه😥یعنی ممکنه حامی هم یه روزی با غرور آرامش بازی کنه؟

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    19

    من کلا هنگ کردم این حامی چقد پروئه😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • ♡~♡

    8

    عالیییییی. پارت ۲۷ رو زود بزارید خیلی مشتاقم😍💖💖😍

    ۶ سال پیش
  • دخی شیطون بلا

    30

    حامی عجب کاری کرد😂 نمیدونم چرا از ماهرو خدمتکار آرامش بدم میاد

    ۶ سال پیش
  • پری

    4

    خیلی خوب بود خیلی ازکارحامی خوشم اومد ارامش چقدرحرص خورد امایه سوال چراانقدردیربه دیر پارت هارومیزارین توروخدازودبه زودپارت هاروبذارید عاشقتونم ❤بوسسسس😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙بایییییییییی✋

    ۶ سال پیش
کپی شد!