بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت چهل و دوم :
خبرحاملگی الهه مثل یک توپ در خانه آقا کریم ترکید. سیما اشک شوق میریخت و می گفت:
ـ انشاالله که پسر دار میشه. براش نذر میکنم.
نوشین با ذوق کف دستانش را به هم میمالید و میگفت:
ـ مامان فکر کن یه پسر تپلی خوشگل مثل بچگیهای خود پرهام!
و شیرین و ثمین دور پرهام را گرفته و به او میسپردند این مسئله را همه جا جار نزند چرا که ممکن است بچه چشم بخورد. پرهام با خنده میگفت: <
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😑❤
۲ سال پیشZarnaz
0عالی مثل همیشه چقدر باحال بود درباره بچه داشتن صحبت میکردندد😍😍
۳ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🥰🥰
۳ سال پیشاسرا
0شعرحافظ الایاایهوساقی ادرکاسا وناولها....برای الهه ولی برعکسش برای پرهام عالیه خانم نعمتی
۳ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
دقیقا🙂🙏
۳ سال پیشزهرا
1خوبه
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Tamanna
0چقدر نوشین و ثمین حقیر و حال به هم زن هستن انگار نه انگار خودشون هم دخترن و مثل عهد بوق واسه نوزاد پسر ذوق میکنن