پارت بیست و هفتم :

لحظاتی هر دو در نگاه هم غرق شدیم و هیچ نگفتیم. انگار از هم خوشمان آمده بود. با شنیدن صدای چند ضربه به در نگاهمان از هم جدا شد. نوید اجازه ورود داد. شایان داخل آمد و من آنها را تنها گذاشتم.
فصل 12
طناز بالاخره کار خودش را کرد. استعفا داد و به گروه ماندانا و دوستانش پیوست. ندا به شدت نگران بود و نوید از طناز ناامید شده بود. آن روز برف ریزی شروع به باریدن کرده بود که چتر به دست وارد دفتر شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!