پارت سی و چهارم :

فصل 22
کلید را در قفل در چرخاند و قدم به خانه گذاشت. برای یک لحظه احساس کرد اشتباهی وارد خانه شده. هیچ چیز در جای خودش نبود. پیراهن و شلوار و کفش و جوراب پرهام در مبل‌‌های مختلف پخش شده بودند. قابلمه و کاسه روی میز پذیرایی و یک دسته فیلم خارجی مقابل دستگاه دی‌‌وی‌‌دی. جلوتر که رفت، مقدار زیادی آشغال تخمه روی فرش ریخته شده بود. پایش خیس شد و نگاهش به مایع بی‌‌ رنگی که جز آب نمی‌‌توان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیه

    0

    تا اینجاش که خوب بوده

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    1

    عالی بانوزیبای قصه گو

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤🙏

    ۳ سال پیش
کپی شد!