بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت چهارم :
نوک بینی کوچک او را کشید و با خنده گفت:
ـ نه تو که منو داری.
مهسا ذوق کرد و گفت:
ـ تو درستو بخون منم میرم برات غذا درست کنم.
ـ چه غذایی عزیز دلم؟
ـ یه غذای مقوی. میخوام بیسکوئیتارو قاطی کنم تو شیر. انقدر خوشمزه میشه!
الهه خندید و گفت:
ـ دستت درد نکدوستان عزیز، به دلیل چاپ رمان و درخواست نویسنده، این رمان دیگر عضو جدید نمیپذیرد و دسترسی به مطالعه رمان نیز قطع شده است. از همراهی و درک شما متشکریم.
لطفا صبر کنید...
