بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت سوم :
تندی حاضر شد. در خانه را بست و به دنبال خواهر و برادرش رفت. همانطور که در کوچه میدوید این سوأل هم به دنبالش بود: «چرا همیشه تو دنبال خواهر برادرتی؟»
در دل جواب داد: «برای اینکه خواهر برادرم هستن، دوسشون دارم.»
سوال دیگری به دنبالش آمد: «چرا کارایی که وظیفه مادرتدوستان عزیز، به دلیل چاپ رمان و درخواست نویسنده، این رمان دیگر عضو جدید نمیپذیرد و دسترسی به مطالعه رمان نیز قطع شده است. از همراهی و درک شما متشکریم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فریده
0خوب