میانبر به تباهی به قلم ستاره لطفی
پارت شانزده :
صداهای اطرافش هرلحظه بیشتر میشد، طوری که جمجمهی دردمندش در حال انفجار بود.
صدای غرشِ خشدار و خبیثی به گوش رسید:
- همتون اسیر شدید... اسیر!
و بعد از آن صدای جیغ زنهایِ هراسناک بلند شد، ضجه میزدند و التماس میکردند آنها را رها کنند!
آنیا با ترس به عقبعقب رفت و جیغ زد:
- ولمون کنید! شما کی هستید؟!
همه جا شروع به لرزش کرد. همانند زلزلهای مخرب و شوم.
کالبدش ل
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
0خوب بود رمان ولی هفته یه پارت کم هستش پارت هدیه هم که بزاری دو تا خیلی کم هست
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. روند رمان آنلاین همین طور هستش وگرنه من یک دفعه کلش رو بذارم که آفلاین به حساب میادش، اما چشم سعی خودم رو میکنم
۳ سال پیشFati
0اوه اوه داره کم کم جالب میشه
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
😍❤️
۳ سال پیششینا و مینا و شیما
0سلام ستاره جون 🌼⭐ ما سه قلو هستیم و هر سه عااااشق رمانت هستیم وایی که چقدر قشنگ و جالب و هیجان انگیزه !-😍🎀 دمت گرم 🐰🥕
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
سلام عزیزان😍😍 خیلی ممنونم ازتون و خوشحالم که خوشتون اومده❤️
۳ سال پیشسلین
0سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز :) رمان بسیار جذاب و هیجانی هست و موضوع جالبی داره و تکراری نیست . باید دستتون رو طلا بگیرن . خیلی عالیه ممنونم
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنون از لطفت خوشحالم که خواننده خوش ذوقی مثل شما رو کنارم دارم😍❤️
۳ سال پیشفاطمه
0یعنی چی میشه؟ لطفاً زودبه زودپارت بزارید❤️
۳ سال پیش
ستاره لطفی | نویسنده رمان
باشه عزیزم
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

رزا
6جنابعالی که می خواستین بفرستین چاپ برا چی اصلا پارت گذاری را شروع کردی مگه مخاطب مسخره شما هان😬