دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت نوزده :
در کوهپایه پشت کوه اُلمپوس برای خود و نوزادش یک سرپوش و دیوار دفاعی از الکتریسیته ساخت و سرگرم تعمیر یک سفینهی فضایی شد. یکی از چند سفینهای که توسط انسانها به این سیاره آمده بود. صدای قدمهای اشخاصی را شنید که به عقب برگشت و دور تا دور خودش را آنالیز کرد. با دیدن فرانسیس و همسرش اورانوس نفس راحتی کشید. فرزندش را از روی صخره بلند کرد و به طرفی که آنها حالا ایستاده بودند رفت و به آن
لطفا صبر کنید...
