پارت هجده :

لگدی به فلورا زد که از شدت درد روی زمین افتاد. لحظاتی بعد زن تمام قدرتش را جمع کرد و از کاخ بیرون دوید. خاروس همه عصبانیتش را روی وسایلی که در کاخ بودند خالی کرد. درباریان پشت در سنگر گرفتند و هر کس چیزی گفت.
- سرورمان برای چه عصبانیست؟
- شنیده‌ام برادر پادشاه سابق یعنی آرکا صاحب پسری شده و این معنایش این است که خاروس دیگر نمی‌تواند حکمرانی کند.
- هنوز که چیزی معلوم نیست، فعلاً

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️