پارت بیست و دوم :

لبهایی که به شکل اغراق آمیزی با ماتیک مشاطه، سرخ شده بود و رایحه ی تند آن، مزه یدهانش را تغییر داده بود. از این وصلت چیزی برایش نمی ماند جز چند قطعه عکس کوچک که هیچ تمایلی برای دیدنشان نداشت‌.
نظام برای عروسی تک پسرش سنگ تمام گذاشته بود. مطرب، عکاس، آشپز، مشاطه ی به نام و خاصه خرجی های ریز و درشت دیگر!
این اتاق هم مهریه ی عروسش بود. این اتاق به علاوه چند هکتار زمین شالی در شمال و یک Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    ماه صنم این بگذردکمترآدمهای بودن که عشق زیادقبل ازبله ایست قلبی می گیرن عالیه بی ایراد

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️