اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت یازده :
_ پس افتادی دختر خانم! آب قند لازمی! بریم تو، حالت که جا اومد هرجا خواستی برو.
کلامش نافذ بود و جدی! لبهای دریا بهم دوخته شد. نامی با همان جدیت چرخید و جایی برای حرف اضافه باقی نگذاشت. دریا نگاهی دنبال سر او کرد و آب خشکیده ی دهانش را فرو برد. هنوز، همه ی وجودش میلرزید و رمق به زانو نداشت. با این حال چرخید. قدم روی آگهی روزنامه گذاشت و بی رمق دنبال او راه افتاد.
داخل خانه هم مانند
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسرا
0ببخشیدولی عسل طبیعی چرانمیتونست بخوره اخه ماکندوداشتیم عسل راحت خورده میشه