اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت ده :
ولی سر فرصت، گوش شهاب را میگرفت و یک تاب کامل میداد.
از پله ها سرازیر شد. یکراست سمت آشپزخانه رفت و خوشحال از سکوت مطلقی که محیط را پر کرده بود، سراغی از محتویات یخچال گرفت.
ظرف عسل و کره را بیرون گذاشت و کنار میز ایستاد. نگاهش با ولع روی لقمه ای بود که میان انگشتانش بازی Øبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...

اسرا
0هوشنگ عمدی اون فرستادچون دریاربط داره به این خاخواده