پارت هشتاد و یک :

و بعد پشت به گلشن جلو افتاد و او هم مثل یک سایه به دنبالش رفت.
توی حیاط موزاییک کاری شده‌ی آموزشگاه، زیر تک درخت انجیری متوقف شد و گلشن نیز همین‌طور. هوای آفتابی آخر اسفند‌ ماه بیشتر از هر وقت دیگری بوی نوروز می‌داد. گلشن به یاد آورد دقیقا اواخر اسفند ماه بود که با پیمان آشنا شده بود. حدود همین روزهای آخر سال.
پیمان دست به سینه، منتظر نگاهش می‌کرد و توی آن نگاه سردش هیچ انعطافی نØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    وای وای که گلشن ما چقدر فرهاد بچمو ازیت میکنه حالا یه دروغی بچم گفته کلی معذرت خواسته تو ببخش دیگه عهههه😁🙈

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پسر به این خوبی از کجا می‌خواد پیدا کنه... خیلی هم دلش بخواد😒

    ۳ سال پیش
  • یاس

    0

    ❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
  • یای

    0

    ❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
  • لیلی

    0

    اصلا از شخصیت گلشن خوشم نمیاد نه که ککاز شخصیت فرهاد خوشم بیاد. ولی دختر آنقدر مسموم واقعا نوبرشو آورده حالم ازش بهم می خوره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حق با توئه عزیزم. به هر حال همه جور آدمی با احساسات و اخلاقات متفاوت توی دنیا هست و نمی‌شه همیشه شخصیت‌های رمان با ما هم عقیده باشن

    ۳ سال پیش
  • Sana

    0

    می گم گلشن چند سالشه ؟ و یه جوری نمی سه که فرهاد دستشو بزارن رو قلبش و از طریق تبش قلبش گلشن بفهمه دیگه باور کنه دوستش داره ؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی پارت‌های اولیه گفتم که ۲۸ سالشه و مرتضی هم پنج سال ازش بزرگتره. نه اون‌طوری که توی همه رمان‌ها همینه😅 گذشته از این فکر کردی گلشن گول این سوسول بازی‌ها رو می‌خوره واقعا؟🤣

    ۳ سال پیش
  • ستاره فلاحی

    0

    وای وای فرهاد این گلشن کجاش خوبهه ؟! خدا لعنتت کنه گلشن ! فرهاد عزیزم بیا پیش خودم باهم بریم گلشن رو نابود کنیم آزاده جان این اولین کامنت منه و این اولین رمانیه که تو این برنامه خوندم 😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    افتخاره برام دژاوو اولین رمانیه که اینجا خوندی امیدوارم بقیه رو هم بخونی و لذت ببری😍 حالا که این همه از گلشن خسته شدید، فرهاد بره سمت ترمه یعنی؟🤔

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    ن باو این گلشن هم ی کم عقل داره آفرین ک طرف فرهادو گرفتی😌 آی قلبم میگه کجا برم ک تو نباشی هرکجا میرم فکرت هست 🥺 د وا بده دختر اگه من بودم همین الان باش میرفتم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی بالاخره یه نفر به طرفداری گلشن از فرهاد توجه کرد😅 روزی که شروع کردم به نوشتن دژاوو هرگز فکر نمی‌کردم فرهاد انقدر طرفدار داشته باشه که کسی به گلشن محل نده🥴

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    1

    گلشن طرفداری میخاد آخه 😒ههمون ضعف اعصاب گرفتیم از دستش ولی مقاومتش ستودنیه واقعا فک کنم ی صنمی با مهلا داشته باشه😂😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    غش کردم🤣🤣🤣 بعید نیست واقعا🤣

    ۳ سال پیش
  • سلین

    0

    مرگ گلشن صلوات*

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این‌جوری فرهاد بدبخت می‌شه که🙁💔 باید بشینه واسه مرده‌ی گلشن های های اشک بریزه🥺

    ۳ سال پیش
  • شینا

    0

    واییی آزاده جونم ترخدا فرهاد رو اذیت نکن من خیلی فرهاد و دوست دارم 😭❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خاااانووووممممم شینااااا شما خودت باعث آزار بنده شدید🤣🤣🤣 آخه عزیز من بعد هشتاد و یک پاااارررتتتت تازه کامنت گذاشتی برام؟😭

    ۳ سال پیش
  • حنانه

    0

    از گلشن خیلی خوشم میاد 😁 بابت طولانی بودن پارت هم مچکر🤍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تنها مدافع گلشن خودتی... مرسی😍

    ۳ سال پیش
  • مهدخت

    1

    یعنی قشنگ مشکل اعصاب گرفتم با این رفتارای گلشن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    الان کی پاسخگوعه؟؟؟😕

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    چرا انقد اذیتش میکنی اخهههه واقعا عشق فرهاد تا الان خیلی عمیق و قشنگ بوده و هست و این بچه به ارزوش برسه ته ته خوب بودنه 💔🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اذیت کردن فرهاد از خصیصه‌های من است😎 وقتی اذیت می‌شه یه جور جذابی می‌شه🥺

    ۳ سال پیش
  • آرزو

    0

    این پارت هم دلم برای گلشن سوخت هم برای فرهاد 🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    و هم برای من لطفا!🤣 کلی می‌گم کامنت می‌خوام هر سری بازم یه سری‌ها در سکوت به سر می‌برن🙁

    ۳ سال پیش
  • زینب

    0

    وای گلشن دیگه داره خیلی عصبیم میکنه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حالا یه کوچولو دیگه تحمل کنید بچه‌ها🥲 بذارید فرهاد رو یکم دیگه اذیتش کنم🤭 قول می‌دم زود تموم شه🤔

    ۳ سال پیش
  • مروه

    0

    چقدر انتظار کشیدن واسه پارت جدید سخته 🤒

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تازه می‌خوام برم پارت امشب رو مرتب کنم😅

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️