پارت نود :

فصل 66
یک هفته از آمدن نیکی به رامسر می‌‌گذشت. در این مدت پیمان رفتار سرد و آزاردهنده‌‌ای با او داشت اما نیکی اهمیتی نمی‌‌داد و بودن در کنار همسرش را با هیچ چیز عوض نمی‌‌کرد. آن روز وقتی از خواب بیدار شد، پیمان را ندید. مضطرب سر جایش نشست و این سؤال نگران‌‌کننده در ذهنش پیچید: «نکنه از دست من کلافه شده و رفته؟؟؟» رنگ از صورتش پرید. برخاست و در حال روسری سر کردن بیرون دوید. دلشوره‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    ممنون عالیه بانو😘

    ۲ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنون از شما خواننده‌ی خوبم 😘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️