حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت هفتاد و هشتم :
فصل 58
شهراد با سرعت سرسامآوری به سمت خانه پدریاش حرکت میکرد. برایش باورکردنی نبود تا دقایقی دیگر تمام اموال پیمان به او میرسد و میتواند آنطور که میخواهد به زندگیاش ادامه دهد. تنها چیزی که اندکی عذابش میداد فکر ازدواج پیمان با دختری بود که چند ماه پیش در خانهاش دیده بود، اما نه! نباید بیهوده فکرش را درگیر میکرد. پیمان علاقهای به جنس مخالف نداشت.
لطفا صبر کنید...
