پارت هفتاد :

فصل 47
شب جمعه مراسم ختم کوچکی برای آرامش روح فرشید برگزار شد و احساس عذاب وجدان نیکی نسبت به پدرش اندکی فروکش کرد. حضور فرامرز و مینا در خانه باعث دل‌‌گرمی و آرامش خاطرش شده بود اما همین که رفتند، دوباره غرق در افکار خود شد. زندگی‌‌اش به یک‌‌باره در مسیر دیگری افتاده بود و نمی‌‌توانست خود را با اوضاع هماهنگ کند. در گیر و دار اختلافاتش با پیمان، پدرش از دنیا رفته بود... بچه‌‌اش در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    2

    نیکی داغون افسردگی احساس پس زدن عالیه بانو😘

    ۳ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    دقیقا عزیزم. نیکی به زمان نیاز داره تا بتونه خودش رو جمع و جور کنه ♥️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️