پارت پنجاه و دوم :

فصل 29
نیکی روی کاناپه دراز کشیده در حال تماشای یک فیلم هندی بود. هنوز نیم ساعت از فیلم نگذشته بود که خودش را جای بازیگر زن گذاشت و پیمان را جای بازیگر مرد. دستش را زیر چانه‌‌اش گذاشت و لبخندی بی‌‌اختیار گوشه‌‌ی لبش نقش بست. لحظه‌‌ای چشمانش را بست و وقتی باز کرد، پیمان را دید که در حال رفتن به سمت حیاط، می‌‌پرسید:
ـ اینا چیه می‌‌بینی؟
ـ شاهرخ خانو می‌‌شناسی؟
ـ بس کن Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    نیکی درسته سنش کمه ولی نه اینقدراین رفتاربچه گانه بودعالیه ممنون

    ۳ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    😍🧡

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️