حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت پنجاه و دوم :
فصل 29
نیکی روی کاناپه دراز کشیده در حال تماشای یک فیلم هندی بود. هنوز نیم ساعت از فیلم نگذشته بود که خودش را جای بازیگر زن گذاشت و پیمان را جای بازیگر مرد. دستش را زیر چانهاش گذاشت و لبخندی بیاختیار گوشهی لبش نقش بست. لحظهای چشمانش را بست و وقتی باز کرد، پیمان را دید که در حال رفتن به سمت حیاط، میپرسید:
ـ اینا چیه میبینی؟
ـ شاهرخ خانو میشناسی؟
ـ بس کن Ø

لطفا صبر کنید...

اسرا
1نیکی درسته سنش کمه ولی نه اینقدراین رفتاربچه گانه بودعالیه ممنون