حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت پنجاه و یک :
فصل 28
نیکی با صورتی شاداب وارد فروشگاه شد و شروع به برداشتن مواد غذایی کرد. باورش نمیشد آنقدر پول دارد که میتواند هر چه دلش خواست بخرد و آرزو به دل از فروشگاه خارج نشود. لحظهای چهره غمگین مادرش که سعی میکرد خودش را خوشحال و راضی از زندگیش نشان دهد در ذهنش آمد که همیشه با مقدار کمی خرید به خانه میآمد و به او میگفت: «دخترم! پول زیاد آدمو بد میکنه.» لبخند تلخی گوشهâ

لطفا صبر کنید...

اسرا
1عجب سهیلا ارکجاآمدعالیه مثل همیشه بانو