حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت سی و نهم :
فصل 16
روز بعد، پیمان به شرکت رفت و نیکی را هم با خود برد. منشی شرکت، به نظر نیکی دختر آب زیرکاهی آمد و از اینکه جای خود را از دست داده بود ناراحت شد. با شنیدن صدای شاهین که به او سلام میکرد لبخند محوی زد و جواب سلامش را داد. شاهین مدتی قبل به شرکت برگشته پیمان دوباره استخدامش کرده بود. صدای گرم و پرانرژیاش را شنید:
ـ حالتون خوبه خانم پارسا؟
ـ خوبم... ممنون.
ـ تو مدتی که

لطفا صبر کنید...

اسرا
0عالیه