آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت هفتم :
داشت خونم را میخورد. این گریهها تنها یک علت میتوانست داشته باشد و آن هم بی آبرویی! وای! که اگر ندا میفهمید چه بلایی بر سر تنها دخترش آمده!... یعنی فرجام تا به این حد کثیف بود؟! آنقدر فکر در سرم بود که داشتم دیوانه میشدم. باید هر طور که بود ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سمانه
0رمااااننننن خوبیه