آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت ششم :
دست فرجام به کارمندانش نمیرسید تا بهشان دستور بدهد و مرتب بازخواستشان کند.
داخل آشپزخانه در حال رفتن به سمت یخچال بودم که چشمم به طناز توی هال افتاد. مانتو و شلوار و شال رنگی پوشیده بود و در حال صحبت تلفنی با کسی بود:
ـ چشم الان میا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

خ
0بهترین عالی رمان