اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت ششم :
_ خلاف نمیکنم، میدونی که؟
گوشه ی لب هوشنگ کشیده شد. دریا سری تکان داد و پر قدرت گفت:
_ از حالا بگم که کیسِ تو درست انتخاب کنی. تا همینجاشم به خاطر بچه هاس که موندگارشدم. بیشتر از این برام راه نداره. بگرد دنبال یکی دیگه!
_ تلخی نکن بچه! پشیمون میشیا!
جفت ابروهای دریا باÙبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...

اسرا
1ایناخانوادن هستن یابی ربط