اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت پنجم :
**********
دریا، دولا افتاده بود و به بچه ها درس میداد. سرش که پایین می افتاد، به کاسه ی چشمش فشار زیادی میامد و درد کل صورتش را می گرفت. دریا اما، بی توجه به درد طاقت فرسا، با جدیت ادامه میداد.
_ خب! همه با هم تکرار کنید.
صدا از کسی نیامد. دریا، متعجب نگاهی به اطرافش انداخت Ùبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...

ساناز
3سلام نویسنده من گیج شدم نامی کیه یا هوشیار هوشنگ چی کاره دریا هستند