پارت شصت و ششم :

-خسته شدی؟ آخه دو پاره استخون و چه به پیاده‌روی؟

حتی توی این لحظه شوک توام با بهت‌زدگی؛ غرغرهاش هم برام شیرین نیست. صورتم آویزون می‌شه و مایوس می‌پرسم:

-جدی گفتی؟ جدی گفتی که می‌خوای برای همیشه می‌ری؟

با چند قدم بلند به سمتم میاد و تموم التماسم رو توی چشم‌هام می‌ریزم و بی‌قرار می‌گم:

-شوخی کردی مگه نه؟

قطره‌های عرق از کنار پیشونیش سر می‌خو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • امامی

    0

    جالب

    ۲ سال پیش
کپی شد!