پارت هفتاد و پنجم :

- روز اولی که دیدمش واسم یه دختری بود که حتی یه درصد هم به دلم نمی‌نشست... خیلی معمولی... خیلی عادی! حتی شبیه اونایی هم نبود که تا حالا باهاشون آشنا شده بودم و دقیقا همینش منو بیچاره کرد. کار و بارش خیلی برام عجیب بود...
منظورش شغل او بود که نمی‌خواست واضح بگوید و خواهرش را کنجکاو کند. فکر کرد شاید گلشن به خاطر مخالفت‌های مرتضی، دیگر دلش نخواهد کسی آن موضوع را بداند.
- می‌دونی نوع زندÚ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • arezoo

    0

    عالی😍😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍😍💚

    ۲ سال پیش
  • ساری

    0

    عزیزم فرهاد🤧

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥺💔

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    چقدر باحاله این فرهاد یعنی خاک بر سر گلی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چرا همه از گلشن بدتون میاد آخه...🤣

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    ریحانه کی میره حالم داره ازش بهم میخوره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینه مهمان نوازیتون؟🤪

    ۳ سال پیش
  • لیلا

    0

    سلام عالی من که لذت می برم از خوندنش اسم رمان قبلیت چی بوده اونم بخونم احساس همزاد پنداری با گلشن می کنم چون منم یه خانوم خیلی قوی هستم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم💚 خوشحالم که رمان به دلتون نشسته😍 بی تردید دومینو در ژانر عاشقانه

    ۳ سال پیش
  • هانا

    0

    عالی.من رمانهای قبلیتو خوندم از قلمت خوشم اومد منتظر بودم رمان جدید بزارید وقتی دژاوو گذاشتید خیلی خوشحال شدم فقط میخواستم کامل شه بعد بخونم دیگه نتونستم جلو خودم و بگیرم.عاشق شخصیت و خونگرم بودنتم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم ممنونم لطف داری😍 و خوشحالم که منتظر نموندی دژاوو تموم بشه و خوندن رو شروع کردی باعث افتخاره😎❤️

    ۳ سال پیش
  • ♡

    0

    بهترینی آزاده جون زبونم قاصره از این همه زیبایی رمان💋🙂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزمممم😍😍💚

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    عشق از همه چی قویتره 🥰 ماازتو ممنونیم ک انقد سروقت و بموقع برامون پارت میذاری،بخاطر قلم زیبات جذب رمانت شدم و خودت ک انقدخونگرمی مارو مثل چندتادوست دور هم جم کردی.آخ فرهادازالان بمیرم برات🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم😍💚 منم از همه‌ی شما ممنونم که هر بار یه عالمه برای رمان کامنت می‌ذارید🫂

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    باشه قلب هم قبوله🥴💚

    ۳ سال پیش
  • نسترن بانو

    0

    یه آدم حواس پرت بهونه دست یه آدم سودجو میده،اونوقت این وسط یه آدم بدبخت چوبشو میخوره دیالوگی بود که فرهاد به گلشن گفت.هر دو فصل زیبا بود.منم متولد ۷۶ هستم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله بله تمام دیالوگ ها و موقعیت هاشون رو من یادمه😍💚 خیلی طفلکیه فرهاد🙁

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    شمایه پارت اطلاعیه نزدیدپارت هفتادپنج اطلاعیه ۷۵نمیشخ وهمه دیالوگهامرتضی عالیه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شما چرا حواستون هست؟🤣 انقدر برای هر پارت جداگانه اطلاعیه نوشتم که واسه خودم دردسر تراشیدم🤭

    ۳ سال پیش
  • رمان خون

    0

    چرا تو فکر میکنی که من فکر میکنم یه پسری تو زندگیته؟🤣🤣🤣 و اونجا که میگه بیا برو بینم دو دیقه دردودل کردم هوا ورش داشت.. خیلی خوبه فرهاد🤣 عاشق رابطه خواهر و برادری این دوتام

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از فاز خارج شد یه دفعه🤣

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    آخی فرهاد مادر هیچکی تورو جدی نمیگیره🥲نمی دونم چیشد فک کنم چون تکراری نیست و قلم قوی نویسنده عزیزم دو فصلش و دیالوگ نمی دونستم قراره عاشقش بشم. و اونجا که گفت نمی دونم چرا ولی میمیرم براش 🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم ازت🫂 باعث افتخاره دژاوو به دل رمان‌خون‌های این برنامه نشسته🤩

    ۳ سال پیش
  • نفس

    0

    وای دختر باز ک تو مث همیشه ترکوندی این پارتو بهترین دیالوگی ک خوندم (عشق نون و آب نمیشه ) هنوزم ک هنوزه یادم نرفته راستش من نمیدونم چطوری جذب رمانت شدم فک کنم تا مقدمشو خوندم شیفته رمانت و خودت شدم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب این جمله خیلی اشتراک داره بین آدم‌ها... احتمالا منظورت جواب فرهاد بود که گفت مگه وظیفه‌ی عشق اینه؟💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از محبتت عزیزم🫂

    ۳ سال پیش
  • Hadis

    0

    هم سنیم پس😄یکی از دلایلی که باعث شد من به دژاوو علاقه مند بشم دیالوگ های جذاب وقلم خوبتون وموضوع رمان بود.البته پختگی در نوشتن رمان هم خیلی برای من مهمه.از دو فصلش راضیم قلمت مانا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی🤩💚 خداروشکر خیلی پیام برای دژاووبه دستم رسیده که دیالوگ هاشو دوست دارید... اصلا بابتش رو ابرام☁️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️