پارت سیزده :

خودت می‌دونی عاطفه عشق اول و آخرمه...ولی تو هم برام یه عزیز خاصی!
خاطره دارم وابسته‌ت می‌شم، دارم بدجور بهت عادت می‌کنم. خودم هم نمی‌دونم چی‌سرم اومده ولی می‌دونم تو اولین کسی هستی که این طور من رو درمونده کرده..‌.
حرفهای حداد را نمی‌فهمیدم؛ یعنی نمی‌خواستم بفهمم؛ چون اصلا دوستشان نداشتم. وقتی زنی اولویت نباشد، هر چه می‌خواهد باشد، باشد دیگر هیچ اهمیتی ندارد‌. اولویت زندگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    5

    امیدوارم موفق باشی حداداززندگیت دورکنی

    ۳ سال پیش
  • معجزه شرقی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی‌تون🌷😍امیدوارم!

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️