پارت سی و نهم :

امیرسام از آئینه بغل به موتور سواری که در تعقیب آن‌ها بود ،نگاه کرد.او متوجه حسین شده بود.فرمان ماشین را به سمت پارکینگ پاساژ چرخاند.وارد محوطه که شدند روبه ثامر کرد.
_شازده پسرت با پنبه میخواست سر ببره !
_از کجا فهمیدی به ماشین ردیاب وصله ؟
امیرسام دستی به موهایش کشید.
_قبلا رد دل‌آرا رو با ردیاب زده.
با صدای زنگ ،ثامر تلفن‌همراه را از جیب‌اش بیرون آورد.
_بله ؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اسما

    0

    اتفاقا کار بهار خوب بود

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آفرین بهت بردیا ولی کار بهار اصلا خوب نبود ک داداششو لو داد

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله کارش واقعا خوب نبود..اما از طرفی نیاز به زمان بیشتری داشت تا پدرش رو بشناسه🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • Ronika

    0

    عالی بود ولی انتظار همچین کاری رو از لهار نداشتم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به آخرین گلوله خوش اومدید😍امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️ بله بهار نباید پشت داداششو خالی می‌کرد اما از طرفی هم دوست داشت با پدرش آشنا بشه🥺💔

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    واییی کار بردیا عالی بود فقط بهار نباید بردیا رو میفروخت

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم باهات❤️ منتظرت هستم تا زودی به پارت‌های جدیدمون برسی😍 کلی پارت مهیج در پیش داری....

    ۲ سال پیش
  • جواد

    0

    مرسی

    ۳ سال پیش
  • .فاطمه

    1

    وای خیلی خوبهههه خیلی کنجکاوم بقیشو بخونم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام به جمع ما خوش اومدی😍ممنون بابت نظرت❤️جلو‌تر که بری حسابی مهیج‌تر میشه...

    ۳ سال پیش
  • حنانه

    0

    با اینکه یکم بعضی اتفاقات غیر منطقیه اما روند رمان جذابه و دوست دارم ادامه بدم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی از نگاه ت❤️🌼 همراهی ت همیشگی🦋

    ۳ سال پیش
  • م

    1

    دستت درد نکنه عزیزم رمانت عالیه بیصبرانه منتظر پارتا جدیدم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوشحالم که همراه ما هستید💜وجودتون همیشگی

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️