پارت صد و شصت و یک :
ضربه ی آرومی به پاش زدم که بدون اینکه نگاهی بهم بندازه، پاهاش رو بالا جمع کرد. منم حرصی دسته جاروبرقی رو زیر مبل بردم و لبم رو گاز گرفتم.
فقط تحمل کن!
با کنار رفتنم دوباره پاش رو پایین آورد و روی هم گذاشت؛ بدون چشم برداشتن از کتابش، خم شد و لیوان آبیموهاش رو از روی میز برداشت و جرعه جرعه سر کشید.
ولی دلیل تحمل کردنم چیه؟ برای چی باید تحملش کنم وقتی انقدر رو مخمه؟
سرم ر
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نسترن قره داغی | نویسنده رمان
رفتن به خارج به تنهایی آینده رو تضمین نمیکنه، اما آیاز و آیلی مسیر شغلی شون مشخص بود
۳ سال پیشناشناس
2نویسنده عزیز لطفا بقیه پارت ها رو باز کن دیگه ۶ تا پارت چیه که بازشون نمیکنی بی انصافی واقعا ما از کیه داریم رمان و دنبال میکنیم
۳ سال پیشمترسک
4عه چی شد به جمله گربه رید حلوا شد ایمان بیاورید این پارت واقعا رید کم کم ۴ پارت اینجا خلاصه کردی 😤😤
۳ سال پیشمحی
18نهههه چرا انقد پرش زمانی داش یهو چرا این مدتو که پیش عم بودنو این همه کار کردنو نزاشتی اقاااا قبول نیس میخای سرسری تمومش کنیی زود نمیخاممممم
۳ سال پیشMaedeh_pcy
1دقیقا🥲
۳ سال پیشآمینا
7ده بار جواب رد داده و لوس میشه باز😂😂
۳ سال پیشآزیتا
11آیا این طبیعه کهدمن رو آیاز کراش زدم؟ 😂😂وای این دو تا خیلی خوبن
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فریبا
0کی گفته بری خارج آینده بچه آن تامین میشه؟