در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه و ششم :
دوباره وارد خانه شد و نزد ستاره برگشت که حالا داشت با سری پایین افتاده، بشقابهای شسته شده را دستمال میکشید. گلشن ظرف میوهها را برداشت تا آنها را توی یخچال بگذارد. صدای فین فین ستاره را که شنید حیرت زده به سوی او چرخید.
- داری گریه میکنی؟!
با دهانی باز چند لحظهی طولانی نگاهش کرد و بعد به سمتش قدم برداشت. کنارش نشست و چانهاش را بالا داد.
- چی شدی؟؟
ستاره با پشت دستش ص
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
0خیلی ممنون از نویسنده
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۱ سال پیشZarnaz
0عالی عالی مثل همیشه ❤️آزاده جونم این ستاره هم گناه دارها یه زوجی بهش بده🙃وای خدا کلی خندیدم مرسی مرتضی عشق شخص اول رمان به جای گلشن و فرهاد مرتضی هست بای وای فرهاد میگه من *** شدم تا این خونه رهن
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرتضی عشققههههه😍 دمار از روزگار فرهاد دراورده... و همچنان توی مونالیزا هم به نظرم همین بساطه🤪 حالا صبر کنید مرتضی جون بیاد....😏
۲ سال پیشفاطی
0وای آزاده جون این مرتضی چه بلایی هس من که عاشقشم خیلی رو اعصابه 😅😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله ایشون یک رندهی اعصاب دوست داشتنی هستند🤭
۳ سال پیشفاطی
1مرتضی خیلی خوبه خدایی کاش ترک کنه🥲🤣
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره مرتضی عشقه😁
۳ سال پیشفاطمه
0راستشو بخواین هم از مرتضی حرصم میگیرع هم دوسش دارم هم بهش حق میدم هم نمیدم درکل شخصیت با مزه ای داره
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره مرتضی همینیه که گفتی😁💚
۳ سال پیشحنانه
0گلشن چرا انقدر جلوی بقیه بامرتضی تند برخورد میکنه 💔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اوایل رمان گفتم که به خاطر کار گلشن و اعتیاد مرتضی کلا با هم مشکل دارن
۳ سال پیشرز
0خیلی عالی هستید موفق باشید
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم شما هم عالی هستید😍💚
۳ سال پیشزهرا_هستم
0عالی بود.. ولی بعصی حرفای مرتضی حق بودن!!! مخصوصا اونحا ک درمورد اجر و جون ادم صحبت کرد🙂🕊️ طنز اما تلخ🙂😅🚶
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همینقدر دنیای بی رحمی شده واسه ماها💔
۳ سال پیشطنین
1عااالیییی! فقط اونجاش که گفت محض رضای دخترو خودتو تو گل میپلکونی🤣🤣🤣🤣وای خیلی خوب بود
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره نمیدونم چرا حس کردم اینجا جاشه😂
۳ سال پیشرمضی
0هنوز جا داره قوی تر بشه. توبه فوش و حرفاشون هم ابدا سانسور نکن چون بیشتر تصویر سازی میکنیم تو ذهنمون، عاشقانه خاصی توفصل اول ندیدم. و اینکه حق با مرتضی هس بنده خدا
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم ازت عزیزم. چیزی سانسور نمیکنم😍
۳ سال پیشپرنیا
0فصل دوم فک میکنم گلشن عاشق فرهاد بشه وباز ب ی نحوی فرهاد ولش کنه ک بشه دژاوو😬😎و امیدوارم کنار فرهاد بمونه و بهم برسن.رمانت ب نطرم همه جوره بدل میشینه همین فرمونو برو جلو ❤️❤️❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دژاوویی که برای گلشن اتفاق افتاده تا اینجا اینه که هر دو مردی که سر راهش قرار گرفتن از جانب خانوادههاشون مجبور به ازدواج با شخص دیگری هستن و با گلشن کنار نمیان💔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حالا باید ببینیم بازم دژاوو براش پیش میاد یا نه... و اینکه فصل دوم رو خودم خیلی دوست دارم😍💚
۳ سال پیش.
1در جواب سوال ۲ به نظرم فصل اول عاشقانه نسبتا کمی داشت.چون همه شخصیتا بیشتر درگیر مشکلاتشون بودن.اگه تو فصل ۲ جبران بشه عالی میشه.در جواب سوال۴ هم من طرفدار فرهادم و به نظرم باید با فرهاد بمونه🗿🤝🏻
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آفرین به فرهاد با این همه طرفدار😍💚
۳ سال پیشهلن و هیوا
0سوال سه جوابش ناقص بود شاید عاشق فرهاد بشه ولی فکر نکنم برگرده به پیمان و سوال دو هم ناقص جواب داده بودم فکر کنم شاهد عاشقانه های بیشتری باشیم و چهار بره با پیمان در حق فرهاد بی انصافی شده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فصل دومو فکرنمیکنم کسی حدس بزنه جریان چیه وبابتش خوشحالم!ی مسئلهای توی فصل اول ذهن کسیو درگیر نکرده و من اینطور برداشت میکنم دلیلش اینه ک با گلشن همزاد پنداری کردید چون این شخصیت هم دقت نکرده...
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
... در حالی که باید دقت میکرد
۳ سال پیشهلن و هیوا
0پی رنگ ازپی رنگ خوبی برخورداراست شخصیت پردازی خیلی خوب دیالوگ های خوبی دار که ارتباط برقرارکردن با رمان ب همراه شخصیت ها راحت کرده ومیتونم بگم همه اینهانشانه قلم خوب وروان آزاده جان هستش 🌹💚👌👌
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم😍💚 نظر لطفته🫂
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

حدیث
2مرتضی خیلی خوبه ازاین به بعد برای تحقیق مرتضی می فرستیم🤣