در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه و هفتم :
همه سکوت کردند و امین همین لحظه در حالی که یک عکس قدیمی به دست داشت، از توی خانه بیرون زد و مستقیم به سمت فرهاد رفت و با اشتیاق عکس را به سمتش گرفت و گفت:
- داداش فرهاد اینو ببین! عکس آبجی گلشنه وقتی من دو سالم بود.. منو بغل کرده اینجا...
فرهاد دست برد آن را بگیرد اما گلشن خیلی از او سریعتر بود! فورا آن را میان دستانِ امین و فرهاد قاپید و تصویرش را به خودش چسباند تا ظاهر نوجوانیاش ر
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Darya
0واقعا دست نویسنده درد نکند از اضافه گویی و تعریف های غیر واقعی و بیش از حد در رمان پرهیز شده بود و این نکته ای بود که خیلی دوست داشتم و همچنان رمان را جذاب کرده بود.
۳ ماه پیشخانوم میم
0به نظر من الان ازدواج گلشن و فرهاد واقعا از روی عشقه وگرنه هیچ اجباری وجود ندارع که ازدواج کنن
۳ ماه پیشپریسا
0عاشق فرهاد شدم و در عین حال دلم براش میسوزه
۳ ماه پیشپریسا
0عاشق فرهاد سودم پدر عین حال دلم براش میسوزه
۳ ماه پیشچیپسی
0مننن با وجود معتاد بودن مرتضی خعلی ازش خوشم اومد ب نظرم حیلی از حرفاش حق بود
۴ ماه پیشبانو
0قبل گفتن کاراکتر تشکر میکنم بابت این رمان زیبا شاید تعجب برانگیز باشه من از مرتضی خوشم اومد با وجود معتاد بودنش حرف منطقی زیاد میزنه
۴ ماه پیشNiloofar
0کاراکتر مورد علاقه ام فرهاد و برام اون قسمت هایی از رمان جالبه که ناخواسته عاشق شده و تو جدال نگه داشتنشه
۴ ماه پیشآرزو
0من عاشق قمرالملوکم. فقط خون قجری🫣🤣🤣🤣🤣
۵ ماه پیشعسل
0داستانش قشنگه ،احساس میکنم گلشن برای ازدواج با فرهاد عجله کرد هنوز فرهاد ونمیشه شناخت
۵ ماه پیشمرضیه...
0بالاخره یه اتفاق خوب خنده به لبم آورد عروسی این دو نوگل تازه شکفته لی لی لی لی لی لی💃🌷❤️😍😘
۵ ماه پیشآیدا
0خیلی عالیه
۸ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم تا انتها بپسندی😍
۸ ماه پیشAsemane_rangin
0گلشن. جایی که خیلی خوب جلوی پیمان در اومد و حرف درستی زد و از غرور و عمر از دست رفتش دفاع کرد. فرهاد. اون قسمت هایی که جلوی زورگویی سر خم نکرد و تونست یه راه حل سوم برای حل مشکلات پیدا کنه.
۱۲ ماه پیشZoha
0به بههههه همگی بیایننن وسط دیگه گلشن زن فرهادمون شدددددد 💃💃💃💃
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ سال پیشمریم
0از نویسنده می ترسم میتونه یه تراژدی تمام عیار بسازه.تو این داستان خوبه خویش یه نفر دلشکسته میمونه💔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه من نویسندهی ترسناکی نیستم😅آخرش هم خوب تموم میشه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ftmzhra
0کاراکتر مورد علاقم قطعا فرهاده چون هرکاری کرد ک زیر بار حرف زور نره