پارت بیست و چهارم :

ایوب دو رگه عرب و ایرانی بود که مدام به ایران و کشور های عربی رفت و آمد می‌کرد.امیر با دیدن فرد مقابل‌اش در جای خود خشک‌اش زد.ثامر از ماشین پیاده شد و لنگ‌لنگ‌کنان خود را به پسر رساند. امیرسام خواست علت آمدن‌اش را بپرسد که یک سیلی از جانب ثامر مهمان صورت‌اش شد.سگرمه‌های امیرسام در هم فرو رفت و یک طرف صورت اش گر گرفت.
_داری چیکار میکنی؟
پیرمرد انگشت اشاره‌اش را به نشانه تهدید م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مقتول نیلو هستم

    0

    اووو، پس زید بردیا میشه امیرسام🤣 چونکه هم دل ارا هم بهار خواهراشن🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه😁

    ۴ ماه پیش
  • Rez

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای هر بار شوکه میشم پس اونوقت دلارا کیه ک البته زودی متوجه میشم چون رمان تموم شده😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۱۱ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 به آخرین گلوله خوش اومدید❤️امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید❤️

    ۲ سال پیش
  • امنه

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیز در پارت‌های آینده درست یا غلط بودن این موضوع مشخص میشه💙

    ۳ سال پیش
  • Hanie

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • سیتا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁💙

    ۳ سال پیش
  • یلدا

    3

    از اون رمان های هست که آدم دلش می خواد یه دفعه همش را بخونه مرسی که حداقل روزی ۲ پارت میزاری اینطوری ما دلسردنمیشیم و لحظه شماری میکنیم برای پارت بعد فکرکنم قراره بترکونید با این رمان محشر ورازآلودتون

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیز دل خوشحالم که رمان دوست داری❤️و ممنونم که با نظر دادن به من انرژی میدی😍💕وجودت همیشگی❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!