پارت پنجاه و چهارم :

ترمه یک پیراهن میدی ساتن سفید پوشیده بود با شانه‌های افتاده. موهای بلندش را فر ریز کرده بود و ر‌وی شانه‌هایش ریخته بود. جذاب بود! حتی از گلشن هم اندام جذاب تری داشت ولی هرگز فرهاد را مجذوب نمی‌کرد و فرهاد حالا با آمدن گلشن توی زندگی‌اش حتی احساس می‌کرد این دختر مقابلش خیلی هم کسالت آور است!
پسری با دیدنش سوت بلندی کشید و گفت:
- به افتخار آقا فرهاد!
مردمک‌های چشمانش به سوی صد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سنا

    0

    وایی باباش خیلی باحال بود😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا کلی طرفدار واسه خودش دست و پا کرده😂 توی رمان مونالیزا حضور خیلی پررنگ تری داره😍

    ۳ سال پیش
  • ما

    0

    رمانت عالیه. ازاده جون میشه ایدی کانال تلگرامتو بزاری

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم😍 تلگرام کانال بیا پایین صفحه اونجا که نوشته تلگرام نویسنده روش کلیک کن لینکش کپی می‌شه.

    ۳ سال پیش
  • باران

    0

    ❤❤❤❤

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍💚

    ۳ سال پیش
  • رمان خون

    0

    بیچاره فرهاد چقدر تعجب کرد از مهربونی باباش 🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تجربه بهش ثابت کرده مهربونی هاش چه معنی داره😅

    ۳ سال پیش
  • مونا

    0

    واقعاااااااااااا عاااااااااالییییی هستی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم😍 شما هم عالی هستید که کامنت می‌ذارید🫂💚

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    0

    راستی یکی ب من بگه تو این مدت ک نبودم کسی به سلسله امون اضافه نشد ؟ هنوز هفت نفریم یا بیشتر شدیم ؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه تازه بچه‌هایی که طرفدار پیمان بودن نیستشون نمی‌دونم چرا...☹️ اگه کسی هست که به سمت سلسله‌ی فرهادیان رفته بیاد اعلام کنه🧐

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    2

    حقیقت تلخه بچه هایی که طرفدار پیمان بودن هم کم کم دارن میان سمت فرهاد بدین گونه سلسله فرهادیان گسترش می یابد😍😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره دیگه فرهاد توی عشقش مصممه😍

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    مثل همیشه عالی و پارت ها خوب هستن همین طوره پیش برو نویسنده جونننننن 🌻

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم ازت که می‌خونی و هر پارت نظر می‌دی😍

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    این پارت از کار فرهاد کیف کردم ک گفت مامانم زحمت کادو رو کشیده 🥰🥰 دست گلت دردنکنه آزاده جون💖💖

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت پرنیا جان😍💚

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    0

    برای اولین بار میخوام از پیمان حرف نزنم و اعتراف میکنم فرهاد ام باحاله 😂 البته هنوز طرف پیمان ام ها اشتباه برداشت نکنید اما عطا یدونه اس 🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از بس شبیه همدیگه هستن که با هم سازگاری ندارن😅

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    0

    عالی بود این پارت واقعا❤️ 🔥😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت فرگل جون😍💚

    ۳ سال پیش
  • غزاله

    0

    سلام آزاده خانم گل گلاب عالی نمردم رو دیدم عطا این بچه رو دعوا نکرد 😂😂 دیگ فهمید پسرش عزیز کرده همست تسلیم شده دستوراتش رو مهربون میگه😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه بابا گولش رو نخور فقط وقتایی که نیازش داره این رنگیه😂

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    0

    فقط اونجا ک گفت محصول خودمی!!☹️😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پدر و پسر بی ادب ولی جذاب🥴

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    عصبیه بچم بگیرش این جونور پدرسگو خیلی خوب بود🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
  • طنین

    0

    وای خیلی پارت خوبی بود مرررسی کیف کردم که حال ترمه رو جلو بقیه گرفت. چرااا انقدر این عطا خوبه 😂خیلی دوسش دارم😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا عالیه😅

    ۳ سال پیش
  • هلن

    0

    عالی بود مخصوصا وقتی که فرهاد زد تو پر مامان و مامان بزرگش حال کردم ،وقتی با ترمه حرف میزد کپی باباش شده بود شخصیت فرهاد خیلی دوست دارم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با تموم خوب بودنش دقیقا عین باباشه🥲

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️